يوآنس كانتاكوزنوس يافت و گزارشهاي عبري هم وجود دارد، از جمله در درهٴ اشباح1 تأليف حييم بن ابراهيم بن گاليپاپا2. درهٴ اشباح در واقع تفسيري است بر سِمَحُت3، ولي در عين حال حاوي توصيف رنجهاي يهوديان كاتالونيا و پرونس در حدود 1347 ـ 1350 است؛ رنجهاي ناشي از شيوع طاعون و از تعقيب و آزار. متن
درهٴ اشباح در كتاب درهٴ بلسان اثر مورخ و پزشك فرانسوي يوسف كُهِن4 حفظ شدهاست.
تاريخ طاعون سياه را عموماً سال 1348 گفتهاند؛ ولي همچنانكه ديديم چند سالي پيشتر آغاز شد و تا سال 1352 دوام يافت. مرگ و مير در اروپا در طي سالهاي 1348 تا 1352 در بالاترين حد بود و در سال 1348 بيشتر از همه. به علاوه، طاعون در سال 1352 كاملاً متوقف نشد، ظاهراً در آن هنگام خاموش شد؛ مانند حريق بزرگي كه هرچه را سوختني است سوزانده باشد و بعد فروكش كند، ولي انسان ميداند كه در زير خاكستر نهان شده و آماده است تا گهگاه شعلهور شود. در مورد طاعون هم همين اتفاق افتاد. در سال 1352، وقتي هر كسي كه مستعد ابتلا به طاعون بود مرد يا مبتلا شد، بيماري متوقف شد. در سالهاي 1356، 1357، 1358، 1359، 1360، 1361، 1362، 1363، 1364، 1365، 1366، 1367، 1368، 1369، 1370، 1371، 1372، 1374، 1375، 1377، 1378، 1379، 1380، 1381، 1382 و غيره دوباره در جاهاي مختلف پديدار گرديد. مختصر آنكه در فاصلهٴ سالهاي 1348 و 1400 بهندرت سالي بود كه طاعون خياركي جايي را درو نكردهباشد. با پايان گرفتن سدهٴ چهاردهم نيز فروكش نكرد، بلكه در فواصل نامنظمي تا زمان خود ما پديدار گرديد. هر انگليسي از طاعون معروف لندن خبر دارد كه در سالهاي 1640 ـ 1642 و 1646 ـ 1647 شيوع يافت. شيوع طاعون كه در سال1890 از هنگكنگ آغاز شد، ممكن بود به همان وحشتناكي طاعون سياه باشد، ولي پيشگيري در برابر آن به مراتب موٴثرتر انجام گرفت. طاعون در سالهاي 1906 ـ 1907 شيوع شومي در سانفرانسيسكو داشت. تنها در سالهاي اخير بود كه سببشناسي بيماريها شناخته شد و يك پيشگيري علمي امكانپذير گرديد. شيباسابورو كيتازاتو5 و الكساندر يِرسين6 در سال 1894 باسيل طاعون را شناسايي كردند.